X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
فریاد کوه - حرف دل
محفل دل های بی ریا
 
جدیدترین یادداشت‌ها
 
فریاد کوه

... مهتاب آن دردمند تنها را خوب می شناخت و نخلستان به صدای پای او، صدای ناله های او عادت کرده بود.

شب بود و نخلستان و علی، علی بود و بغض بود و درد.

چاه نخلستان، محرم رازهایش شده بود. علی سر را بر دوش چاه می گذاشت و از عمق جان ناله می کرد. ناله هایی که دل چاه را می لرزاند. نخلستان را می گریاند. مگر می شد صدای فریاد و ناله ی کوه را شنید، اشک های کوه را دید و نلرزید ...


قسمتی از کتاب فریاد کوه، نوشته ی افسانه شعبان نژاد



فصل، فصل کوچ علی است ... علی به آغوش پیامبر و زهرا (سلام الله علیهم) رفت ...


شیعه ماند و درد بی پدری ...

شیعه ماند و ظلم و جور ابوسفیانی ها ...

اسلام ماند و غربت...

اکنون سالهاست که ما منتظریم

منتظر یک مرد ... مردی از نسل علی



اللهم عجل لولیک الفرج



(0 لایک)
نظرات (12)
چهارشنبه 9 مرداد 1392 ساعت 22:22
نوشته خوبی بود از دل بود به دل نشست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون دوست عزیزم
پنج‌شنبه 10 مرداد 1392 ساعت 09:55
همیشه اسم حضرت علی که میاد یاد مظلومیتش ، غریبیش میفتم!
قلبم به درد میاد وقتی تصور میکنم مولاعلی علیه السلام دردای دلشو با چاه میگفته. آخه فاطمه رو نداشته. تنها بوده سرشو داخل چاه میکرده و ناله
دلم خیلی میسوزه برای تنهاییش!
پاسخ:
جمعه 11 مرداد 1392 ساعت 03:47
سلام..
خداقوت...
واقعا متن قشنگ و زیبایی بود...
فیض بردیم...اجرتون با امام علی...
به ماهم سر بزنین...
یاعلی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام. ممنون از لطفتون
چشم، انشاالله خدمت می رسم
جمعه 11 مرداد 1392 ساعت 16:01
سلام.خدا قوت.ماه رمضان،ماه مهمان خدا رو به پایان است.قدر این چند روز رو بدون که هنوز مهمان خداییم.دعایم کن.یا علی مدد
پاسخ:
سلام. ممنون. انشاالله که قدر این روزارو بدونیم. محتاجم به دعا. یا علی
جمعه 11 مرداد 1392 ساعت 22:56
سلام...

قربون مظلومیتت مولا جان... درد و دل های غریبانه ات با چاه بی کسی، دل آدم رو آتیش میزنه...

کلی در حریم باصفای امام رئوف به یادتون بودیم مهسا خانم...

ایشالله همیشه سلامت باشی و در پناه امیر دلها علی علیه السلام زندگی پر از آرامشی پیش روت باشه...

علی یارت...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام

وااااااااااااااااااااااااااااااای، خیلی ممنون از لطفتون

انشاالله، شما هم همینطور
جمعه 11 مرداد 1392 ساعت 22:58
یه بغض عجیبی داره این روزای آخر ماه رمضون...

وای خدا جون چقده زود گذشت...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی زود گذشت ... باورم نمی شه هفته ی آخر ماه مبارکه ... ای خدا....
جمعه 11 مرداد 1392 ساعت 23:02
اسم زیبای این کتاب برازنده مولای مظلومم علی علیه السلام است...

متن هم خیلی به دل نشست... پر از بغض بود...

به راستی که کوهی از فریاد بود... حیف که گوش شنوایی نبود... حیف..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من خیلی خاطره با این کتاب دارم ... بهترین کتابی که تو دوران نوجوونی خوندمش و هیچ وقت برام تکراری نشد ...
واقعا اسمش هم با مسماست
شنبه 12 مرداد 1392 ساعت 15:03
سلام دوست عزیز
خسته نباشید . خدا قوت
نماز روزه هاتون قبول باشه ان شا الله . مطالب خوبی گذاشتید ، خدا خیرتون بده .
بازم به ما سر بزنید و نظر بدید . ان شا الله تا عصری با یک مطلب جدید آپم . حتما سر بزنید و نظر بدید . منتظر شما هستم . فعلا یا مهدی
http://torkaman.blogsky.com
امتیاز: 0 0
شنبه 12 مرداد 1392 ساعت 17:33
سلام
این ماه عزیز خیلی زود داره تموم میشه
نمی دونم چرا هر چی که سنم بالاتر میره احساس می کنم ماه رمضون هر سال داره زودتر از سال قبلش تموم میشه
خیلی ناراحتم
شاید هم من بار گناهام سنگینتر میشه که ماه رمضونو حس نمی کنم و زود تموم میشه
التماس دعا
پاسخ:
سلام. واقعا خیلی زود تموم شد
محتاجم به دعا
شنبه 12 مرداد 1392 ساعت 17:34
آپم
یکشنبه 13 مرداد 1392 ساعت 01:02
سلام
ببخش یه مدت نتونستم بهت سربزنم حالم خوب نبود
تسلیت میگم
قالبتم مبارک باشه قشنگه.
روزه ونمازتم قبول
منو ازدعات فراموش نکنی..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم. من که تو این ماه رمضونی یه عالمه واسه تو دعا کردم. مگه میشه خواهر خوبمو از یاد ببرم؟

انشاالله حالت هم خوب خوب میشه
یکشنبه 13 مرداد 1392 ساعت 15:59
در ملکوت غوغاست
عرشیان همه انتظار ورود علی را می کشند، رسول خدا مهیای دیدار است، فاطمه ی اطهر بی صبرانه و عاشقانه دیدار یار را انتظار می کشد
خدیجه، ابوطالب، حمزه، عمار،...
به گمانم خود خدا هم ...
تا چشم کار می کند ملکوت است و آیینه بندان و صف مشتاقان
چه استقبال بی نظیری، مثل خود علی!
عرشیان می خواهند برای مولایشان سنگ تمام بگذارند
غوغایی است در آسمان
در زمین هم غوغاست!!!
غوغایی به وسعت جهل بشریت در طول تاریخ
زمینیان هم برای علی سنگ تمام گذاشتند!!
شاه مردان را به جایی رساندند که به گاه رحیل "فزت و رب الکعبه" می گفت!
پهلوان عرب را خانه نشین کردند
حیدر کرار را همدم چاه کردند
چگونه بنویسم چه کردند که قلم یاری ام نمی کند
او هم از نوشتن کردار زمینیان شرم می کند!
شرممان باد، شرمی به وسعت بی انتهای علی
که باز هم باختیم
زمین را به آسمان باختیم
اینبار علی را باختیم !!!
زینب مطلبی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی عالی بود
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.